در چارچوب فکری رهبر شهید انقلاب، اتکا به مردم و ظرفیتهای عمومی جامعه، از بنیادیترین ارکان پیشبرد اقتصاد کشور به شمار میآید. نگاه ایشان از تولید ملی و عدالت اقتصادی تا اقتصاد مقاومتی، بر فعالسازی ظرفیتهای درونی جامعه تکیه دارد. در این منظومه، مردم در جایگاه نیروی مولد، سرمایهگذار، کارآفرین، مصرفکننده و کنشگر اجتماعی، بخشی از بنیان حرکت اقتصادی کشور به شمار میآیند. از همین رو، «اقتصاد مردمی» را میتوان یکی از کلیدواژههای محوری در فهم ساختار فکری ایشان درباره اقتصاد دانست؛ ساختاری که پیشرفت را در پیوند میان تولید، عدالت، مشارکت عمومی و اتکای کمتر به بیرون تعریف میکند .
تفکیک وظایف میان دولت سیاستگذار و مردم
در نگاه رهبر شهید انقلاب، اقتصاد زمانی از پایداری، تحرک و توان عبور از تنگناها برخوردار میشود که بر ظرفیتهای واقعی جامعه استوار باشد. این ظرفیتها صرفاً در منابع طبیعی، بودجههای رسمی یا سازوکارهای اداری خلاصه نمیشود، بلکه در متن زندگی مردم، در نیروی کار، در سرمایههای خرد و متوسط، در مهارتهای بومی، در کارآفرینی محلی، در شبکههای تعاونی و در توان ابتکار اجتماعی ریشه دارد. از این زاویه، اقتصاد مردمی به معنای انتقال محور حرکت اقتصادی به سطحی است که مردم در آن نقش مستقیم و مؤثر دارند.این نگاه، نسبت مشخصی میان دولت و مردم در اقتصاد تعریف میکند. در این چارچوب، دولت عهدهدار سیاستگذاری، تنظیمگری، هدایت و تسهیلگری است؛ اما میدان اصلی رشد و تحرک اقتصادی، در جامعه و در لایههای مولد آن شکل میگیرد. هر اندازه مسیر برای فعالیت تولیدی مردم، برای سرمایهگذاریهای خرد و متوسط، برای بنگاههای کوچک و برای حضور تعاونیها و مجموعههای غیردولتی هموارتر شود، اقتصاد نیز از حالت متکی به ساختارهای محدود و سنگین خارج میشود و به سمت پویایی بیشتر حرکت میکند. به بیان دیگر، مردمیبودن اقتصاد در این چارچوب، به معنای فعالکردن نیروهایی است که در بدنه کشور حضور دارند و میتوانند بار اصلی رشد را بر دوش بکشند .
تولید ملی؛ محور ثبات اقتصادی کشور
یکی از اصلیترین عرصههای بروز این چارچوب، مسئله تولید ملی است. در بیانات رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای، تولید محور ثبات اقتصادی، اشتغال، اعتماد به توان داخلی و ارتقای معیشت عمومی تلقی میشود. وقتی از تولید ملی سخن گفته میشود، مجموعهای از عناصر به هم پیوسته در نظر است: نیروی کار، سرمایه، دانش، بازار، مصرفکننده و سیاستگذار. در این میان، نقش مردم فقط به نیروی کار محدود نمیشود؛ مردم هم در جایگاه تولیدکننده، هم در مقام سرمایهگذار، هم در قالب بنگاهدار خرد و متوسط و هم بهعنوان پشتیبان کالای داخلی، بخشی از این چرخهاند. از همین رو، حمایت از کار و سرمایه ایرانی در این ساختار فکری، امتداد طبیعی همان اقتصاد مردمی است.در این منظومه، تولید زمانی جان میگیرد که از تکیه یکجانبه بر منابع بزرگ و متمرکز فاصله بگیرد و به یک شبکه گسترده از فعالیتهای مولد اجتماعی تبدیل شود. بنگاههای کوچک و متوسط، کسبوکارهای خانوادگی، تعاونیها، مجموعههای نوآور، شرکتهای دانشبنیان و شکلهای متنوع مشارکت اقتصادی مردم، همه در همین مسیر قرار میگیرند. این نوع نگاه، رشد اقتصادی را از انحصار بازیگران معدود خارج و آن را به پدیدهای فراگیرتر بدل میکند؛ پدیدهای که در آن، حضور مردم نه یک عامل جانبی، بلکه عنصر تعیینکننده است.
تأکید بر دسترسی مردم به فرصت تولید، کار و سرمایهگذاری
در هندسه فکری رهبر شهید، عدالت اقتصادی مکمل و قوامبخش مردمیسازی است. عدالت تنها به بازتوزیع ثروت در انتهای زنجیره محدود نمیشود، بلکه باید در ابتدای مسیر و از طریق ایجاد فرصتهای برابر برای کار و سرمایهگذاری تحقق یابد.
به همین دلیل، در این چارچوب، توجه به طبقات ضعیف و متوسط بخشی از منطق اقتصادی کشور تلقی میشود. اقتصادی که بر حضور مردم بنا شده، نمیتواند بخشهای وسیعی از جامعه را از امکان نقشآفرینی کنار بگذارد. ارتقای زندگی کارگر، سهمبری عادلانه از درآمد کار، گسترش فرصتهای اقتصادی در مناطق مختلف کشور و فراهمکردن بستر مشارکت برای نیروهای فعال اجتماعی و اقتصادی، همگی در امتداد همین نگاه قرار دارند. در اینجا، مردممحوری به معنای آن است که ساختار اقتصادی بهگونهای تنظیم شود که مشارکت واقعی و ثمربخش برای بدنه جامعه امکانپذیر باشد.
درونزایی؛ بنیان تابآوری و استقلال اقتصادی
اقتصاد مقاومتی نیز در همین منظومه، صورتی دیگر از همان تکیه بر مردم و ظرفیتهای درونی کشور است. در توضیح این سیاست، بارها بر دو مؤلفه درونزا و برونگرا بودن تأکید شده است؛ اما درونزایی، بدون مردم معنای عملی پیدا نمیکند. آنچه میتواند به اقتصاد درونزا جان دهد، نیروی کار داخلی، سرمایههای پراکنده اما فعال مردمی، توان تولیدی بنگاههای داخلی، نوآوری شرکتهای جوان و ظرفیتهای اجتماعی نهفته در سراسر کشور است. از این منظر، تابآوری اقتصادی یک مسئله صرفاً اداری یا دولتی نیست، بلکه به گستردگی و عمق مشارکت مردم در اقتصاد گره میخورد.در این نگاه، حتی مفهوم استقلال اقتصادی نیز با مردمیبودن پیوند پیدا میکند. استقلال، فقط به معنای کاهش وابستگی در سطح تجارت یا بودجه نیست؛ بلکه به این معناست که اقتصاد کشور بتواند بر پایه توان خود بایستد و این توان، جز از مسیر فعالشدن نیروهای انسانی، سرمایههای داخلی و ابتکارهای اجتماعی بدست نمیآید. هر جا مردم از حالت تماشاگر خارج و به بازیگران واقعی اقتصاد تبدیل شوند، بنیان استقلال اقتصادی نیز استوارتر میشود. بنابراین، مردمیسازی اقتصاد در این چارچوب، فقط یک جهتگیری اجرایی نیست، بلکه بخشی از تعریف استقلال و اقتدار اقتصادی کشور است.
توجه به پیوند میان اقتصاد مردمی و دانش
یکی دیگر از ابعاد مهم این ساختار فکری، توجه به پیوند میان اقتصاد مردمی و دانش است. در سالهای اخیر، تأکید بر شرکتهای دانشبنیان، نوآوری، فناوری و استفاده از ظرفیت نخبگان، به بخشی از ادبیات اقتصادی رسمی کشور تبدیل شده است. این تأکید نیز در امتداد همان منظومه قابل فهم است؛ زیرا اقتصاد مردمی فقط به مشاغل سنتی یا تولیدات خرد محدود نمیماند، بلکه میتواند در سطوح پیشرفتهتر نیز حضور یابد. وقتی جوانان، متخصصان و مجموعههای نوآور به میدان تولید و خلق ارزش وارد میشوند، ظرفیت مردمی اقتصاد در شکلی تازه بروز پیدا میکند؛ شکلی که هم به توان داخلی متکی است و هم میتواند افقهای جدیدی برای رشد بگشاید.
تصویری که از اقتصاد در نگاه رهبر شهید انقلاب بدست میآید اقتصادی تولیدمحور، عدالتمحور، متکی به درون، بهرهگیر از دانش و متصل به ظرفیتهای عمومی جامعه است و در مرکز این تصویر، مردم بهعنوان عنصر پیشران در شکلگیری، پایداری و پیشرفت اقتصاد قرار دارند .
پیوند اصلی میان اقتصاد مردمی و خوداتکایی
بر اساس آنچه محمد برزگری، کارشناس اقتصادی نیز در گفتوگو با قدس در خصوص نسبت اقتصاد مردمی با نگاه کلان رهبر شهید انقلاب میگوید، در این چارچوب، مردم تنها مصرفکننده یا مخاطب سیاستهای اقتصادی نیستند، بلکه عنصر فعال زنجیره تولید و سرمایهگذاری به شمار میآیند.
به باور او، بخش مهمی از ثبات اقتصاد ایران در سالهای اخیر، نتیجه همین مشارکت لایههای مختلف جامعه در فعالیتهای تولیدی، تعاونی و سرمایهگذاریهای خرد و متوسط بوده است؛ ظرفیتی که به گفته وی «جایگزینی برای نقش دولت نیست، اما مکمل طبیعی آن در مسیر توسعه» محسوب میشود.
وی میافزاید: بر اساس این رویکرد، خوداتکایی اقتصادی زمانی معنا پیدا میکند که سرمایههای کوچک و بزرگ جامعه به سمت فعالیتهای مولد هدایت شوند و به جای دامنزدن به بازارهای غیرمولد، در خدمت شکلگیری زنجیرههای ارزش داخلی قرار گیرند. برزگری ادامه میدهد: رهبر شهید انقلاب بارها بر این نکته تأکید کرده بودند که نیروی انسانی، مهارتهای بومی و سرمایههای خرد، مهمترین ذخایر اقتصادی هر کشورند و سیاستگذار باید مسیر حضور این ظرفیتها را هموار کند. او به همین دلیل، مردمیسازی اقتصاد را «استراتژی فعالسازی سرمایههای پراکنده» توصیف کرد. وی میگوید: ترکیب مشارکت مردمی با هدایت هوشمندانه سیاستهای حمایتی میتواند به توزیع متوازن فرصتها و ایجاد بسترهای پایدار تولید در سراسر کشور منجر شود. از نگاه او، پایداری اقتصاد ملی در لحظات سخت و حساس، نشان داده ظرفیتهای واقعی جامعه از نیروی کار گرفته تا سرمایهگذاران خرد، توان آن را دارند که موتور اصلی خوداتکایی و رشد داخلی باشند؛ مشروط بر آنکه این حضور سازمانیافته شود و حمایت سیاستی لازم برای تقویت تولید داخلی فراهم باشد.





نظر شما